معين الدين محمد زمچى اسفزارى
386
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
از هرات بيرون آمده بكوه رفت و مشايخ هرات « 1 » را با خود بگرو برد ، و جمعى را از قوم خود در شميران گذاشت ، امير ابو يحيى اسعد بن محمد السامانى بيامد و قهندز را سه روز در بندان كرد و با شحنهء شميران جنگ كرد و ايشان را بيرون آورده جمعى را بكشت . و هم درين سال ابو على تولكى طحاب « 2 » را غارت كرد و مردان را بكشت و مساجد را بسوخت بعد از آن ايالت هرات « 3 » را بابو الحسن محمد بن ابراهيم سيمجور دادند ، پس ازو او را سپهسالارى داده هرات را بابو منصور « 4 » بن عبد الرزاق دادند ، و او بعد از چند وقت بطوس رفت و در شهر فتنه و آشوب پيدا آمد ، و نصرك شميرانى كه والى فوشنج بود قصد هرات كرد نگذاشتند و جنگ قايم شد ، و يك روز عزم غارت قهندز كرد جنگ شد و او را « 5 » هزيمت كردند و فتنه برخواست تا ايالت بالب تكين دادند و او نايب خود ابو اسحاق طاهرى را بفرستاد ، بعد از آن ولايت بابو الحسن سيمجورى دادند پس او را منصب لشگركشى دادند و « 6 » او بنشابور رفت و ابو الحسن ابن عمرو فاريابى را در هرات گذاشت ، و قضا و حكومت و مظالم مهمل ماند ، تا بعد از چهار ماه طلحة بن محمد النسفى بنيابت امير صاحب الجيش بهرات آمد ، و شهر آرام يافت « 7 » . و در سنه اربع و خمسين و ثلثمايه واقعه قرامطه حادث شد « 8 » ( و ابو الحسن داودى كه رئيس و مهتر ايشان بود كشته ) شد ، پس ابو الحسن مزنى والى هرات شد ، و در سنهء ستين و ثلثمايه ولايت به - پدر سلطان محمود - سبكتكين تعلق گرفت . و در سنهء احدى و ستين و ثلثمايه ابو على سيمجورى بنيابت پدر خود
--> ( 1 ) - مج : هرات با خود . مك : هرات را با خود . ( 2 ) - طحاب : حافظ ابرو در ذكر توابع طبس مسينا از اجزاء ناحيه پهناور قهستان دهكده « طحان » را نوشته است ؟ . جغرافى - ورق 170 . ( 3 ) - مج : هرات را بابو الحسن . مك : هرات را به آن . ( 4 ) - مج : منصور عبد الرزاق . مك : منصور بن عبد الرزاق . ( 5 ) - مج : و او را هزيمت . مك : و او هزيمت . ( 6 ) - مج : و او بنشابور . مك : و بنشابور . ( 7 ) - مج : و شهر آرام يافت . مك : و شهر آرام . ( 8 ) - عبارت : ( و ابو الحسن داودى كه رئيس و مهتر ايشان بود كشته ) از زيادات نسخهء مك و پا مىباشد . و گويا كلمهء « شد » از آخر اين عبارت حذف شده لذا قياسا در متن الحاق شد .